دوستی
البته باید بگم بیشتر برای عوض شدن حالو حوایمحیط اینو گذاشتم
.
از دست تمام دختران دل شیداست*****از ناز و کرشمه شان دل غوغاست
دانی که چرا گردن مردان شد کج******از بس دلشان پر شده از خون پیداست
در منزل هم غیبت همسر گویند******از داغ دل و سینه پر درد شکواست
آخر چه بود گناه مردان کاین جور******از دست زنان روند پناه گاه گر جاست
از تانک و مسلسل که چه باید گویم *****در پیش زبان و کرنش زن خاراست
اندر عجبم که گر نمی داشتند اشک*****کز دست جماعت چه توان کردن راست
گویند که زیبا پسری چون او مُرد******ترشیده شود دخترکی بس زیباست
گویند که زیبا پسران گر مردند*****ترشیده شوند دخترکان چون حقاست
شوریده شدم بس که چرند من گفتم*****کاخر بشوم چو زن ذلیل آشکاراست
ایجاد هیجان جنسی در زن و مرد طبق پژوهش های Masters و Johnson به ۴ بخش تقسیم میشود:
۱ـ مرحله تحریک
۲ـ مرحله اوج
۳ـ مرحله ارضاء
۴ـ مرحله بازگشت
بقه در ادامه مطلب
زغم خبری نبوداگرعشق نبود**دل بود ولی چه سوداگرعشق نبود؟ 
بی رنگ ترازنقطه موهومی بود**این دایره ی کبود،اگرعشق نبود؟ 
ز آینه ها غبار خاموشی را**عکس چه کسی زدود اگرعشق نبود؟ 
درسینه هرسنگ دلی درتپش است**ازاین همه دل چه سوداگرعشق نبود؟ 
بی عشق دلم جزگرهی کورچه بود؟**دل چشم نمی گشوداگرعشق نبود 
از دست تودراین همه سرگردانی**تکلیف دلم چه بوداگرعشق نبود؟ 
عزيزم غصه نخور زندگي با ماست
اگه باختيم امروز و فردا که برجاست
توي اين شب سياه مه گرفته
نگاه کن خورشيدي از اون دورا پيداست
عزيزم دنيا همين جور نمي مونه
يه روز آخر مي شکنه خواب زمونه
عزيزم شب هميشه شب نمي مونه
روز ميشه آفتاب مياد رو بوم خونه
عزيزم دنيا گلستون ميشه يه روز
هر چي سختي باشه آسون ميشه يک روز
مهربوني جاي کينه رو ميگيره
هر دردي باشه درمون ميشه يک روز
عزيزم دنيا همين جور نمي مونه
يه روز آخر ميشکنه خواب زمونه
عزيزم شب هميشه شب نمي مونه
روز ميشه آفتاب مياد رو بوم خونه
يه روز از اون روزا که هيچ کس نمي دونه
بدي از دنيا ميره خوبي مي مونه
من و دل منتظر اون روز خوبيم
حتي از ما نبيني اگه نشونه
می دونم یه روز می ری با یه بهونه قشنگ
می مونم تنها و بی کس با یه دنیادلِ تنگ
می یاد اون روزی که تنها می مونم با عکس تو
می شینم چشم به راهت تا ببینم چهرتو
نمی دونی با رفتنت دنیامو ویرون می کنی
قلبمو می شکونیو سینمو پرخون می کنی
دیگه نیستی پاک کنی گونه های خیس منو
تو که نیستی بگیری دستهای لرزون منو
غروب های جمعه رو چی کار کنم اگه نیایی
بعد تو چی کارکنه این دل من با تنهایی

تنهايي را دوست دارم، زيرا بيوفا نيست
تنهايي را دوست دارم، زيرا عشق دروغين در آن نيست
تنهايي را دوست دارم، چون بارها تجربه كردم، تنهايي را دوست دارم
چون خدا هم تنهاست، تنهايي را دوست دارم...
در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشتي
الهي تنهاترين تنها كست در تنها ترين تنهاييت تنهاي تنهايت گذارد
وقتی که دیگرنبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظارآمدنش نشستم
وقتی که دیگرنمی توانست مرادوست بدارد
من اورا دوست داشتم
وقتی اوتمام کرد
من شروع کردم
وقتی اوتمام شد
من آغاز شدم
وچه سخت است
تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن!
اکنون کارم سفراست
مسافری تنهایم
که درزیرکوله باری سنگین پشتم خم شده
واستخوانهایم به درد آمده است
ومی روم وراه طولانی لحظه ها
درپیش رویم تاافق کشیده شده است.
وازهرمنزلی تامنزل دوردست دیگر لحظه ای است
واین چنین من باید صدهزار میلیون ها لحظه راطی کنم
تابرسم به یک روز
(( دکترعلی شریعتی ))
من که از عشقت وفا می خواستم
در دلت یک ذره جا می خواستم
چون غریبی ساده و بی ادعا
مثل تو یک آشنا می خواستم
آمدی اما به وقت رفتنت
ماندنت را از خدا می خواستم
من برای اشکهای بعد تو
قدر یک دریاچه جا می خواستم